تبليغاتX
جاده ی محبت(ندای دل)
 

 

 

جاده ی محبت(ندای دل)

در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست....
جمعه 3 آبان1387
ره ميخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکين، حرام است

نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در ميخانه، کاين خمار، خام است

ميان مسجد و ميخانه، راهی است
بجوييد ای عزيزان، کاين کدامست

به ميخانه امامی مست، خفته است
نمی‌دانم که آن بت را چه نام است

مرا کعبه، خرابات است امروز
حريفم قاضی و ساقی، امام است

برو عطار کاو خود می شناسد
که سرور کيست، سرگردان کدام است
 

نوشته شده توسط عبدالله در ساعت 1:17 | موضوع :
[ ]
زندگی جمعه 12 مهر1387
ازاو پرسیدم: چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

جواب داد:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن .

 

 زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنی.


نوشته شده توسط عبدالله در ساعت 0:52 | موضوع :
[ ]
داستان زیبا شنبه 23 شهریور1387

 

این داستان رو تا ته بخونین خیلی زیباست

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دست شو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم.

بقیه در ادامه مطلب


نوشته شده توسط عبدالله در ساعت 19:29 | موضوع :
[ ]
تفکر مثبت شنبه 16 شهریور1387
بنام خداوند مهربان

فلورانس اسکاول شین :زندگی هر کسی تصویری است عینی از حاصل جمع اعتقاداتی که در ذهن نیمه هشیارش نقش بسته است .پس به هر کجا که برود عینا همان اوضاع و شرایط را با خود می برد.
ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخود آگاه سرچشمه می گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه آدمی سازنده نوع و کیفیت زندگی اوست،اندیشه زیبا و مثبت می تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه منفی و یاس اور می تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان ها همان خواهند شد که در اندیشه آنند، بنا براین آینده هر کس در گرو چگونگی نگرش ا و به زندگی است.موفق ترین انسان ها کسانی هستند که توانسته اند در ذهن خود اندیشه های مثبت داشته باشند؛آنان که می پندارند" قادرنیستند "، در واقع مثبت نگری را کنار گذاشته و در جنبه های منفی وقایع تمرکز کرده اند. خانواده کانون یادگاری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن ا ست. در خانواده مثبت اندیش اعضای خانواده خود را قادر و توانا می دانند ونگاهشان به دیگران اکنده از مهر و عاطفه است.چنین خانواده هایی قادر خواهند بود هر نا ممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با زیبا،مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن،موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.
ویلکوکس :بنای آینده را با مصالح فکری باید بسازیم . خودمان بی خبریم که سعادت یا تیره بختی را در زندگی مان ؛ با فکر خویش فراهم می کنیم . بنای کاینات بر روی این اصل گذاشته شده و نام آن را تصادف نهاده اند. در این صورت ؛ سرنوشت خود را انتخاب و آماده کن ؛ علاقه تولید علاقه می کند و از کینه کینه می زاید.


نوشته شده توسط عبدالله در ساعت 19:21 | موضوع :
[ ]
خدا چهارشنبه 13 شهریور1387

بنام خدا که فقط او تنهاست

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟!


استاد دانشگاه با این

سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند...


آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق

کرد؟


شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: "بله او خلق کرد

"


استاد پرسید: "آیا خدا همه

چیز را خلق کرد؟"


شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا

"


استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را

خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"


شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد

. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.


شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما

سوالی بپرسم؟"


استاد پاسخ داد: "البته

"


شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما

وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون

حسش نکرده ای؟ "


شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند

.


مرد جوان گفت: "در واقع

آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."


شاگرد ادامه داد: "استاد

تاریکی وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد

"


شاگرد گفت: "دوباره

اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

 

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟ "


استاد زیاد مطمئن

نبودپاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."


و آن شاگرد پاسخ داد: " شیطان وجود ندارد

آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد . خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید .



نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتن!!!


نوشته شده توسط عبدالله در ساعت 23:7 | موضوع :
[ ]
رمضان دوشنبه 11 شهریور1387

بنام خداوند مهربانی

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بهار قرآن و ماه میهمانی خداوند مهربان بر شما دوستان مبارک باد.

با آرزوی بهذه بردن هرچه زیادتر از این ماه زیباو

ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نگذارین.


نوشته شده توسط عبدالله در ساعت 21:38 | موضوع :
[ ]
لذت ! جمعه 8 شهریور1387
نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى كه چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترین زن‏هاست را مى‏زند.

نمى‏دانید چقدر لذت‏بخش است
وقتى وارد مغازه‏اى مى‏شوم و مى‏پرسم: آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى‏دهد؛ دوباره مى‏پرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مش‏كرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمى‏بیند. باز هم سؤالم بى‏جواب مى‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون مى‏آیم.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى
مردهایى كه به خیابان مى‏آیند تا لذت ببرند، ذره‏اى به تو محل نمى‏گذارند.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در
خیابان قدم مى‏زنید؛ در حالى كه دغدغه این را ندارید كه شاید گوشه‏اى از زیبایى‏هاتان، پاك شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیك‏ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را كنترل كنید؛ زیبایى از دست رفته‏تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران كنید.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى
دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مى‏روید و صد قافله دل كثیف، همره شما نیست.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و
افكار پلید مردان شهرتان نیستید.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى
كرم قلاب ماهى‏گیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید.


نمى‏دانید؛
واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى مى‏بینى كه مى‏توانى اطاعت خدایت را بكنى؛ نه هوایت را.

نمى‏دانید؛ واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه
مى‏روید؛ در حالى كه یك عروسك متحرك نیستید؛ یك انسان رهگذرید.

نمى‏دانید؛
واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد این حجاب!

خدایا! لذتم مدوام باد

منبع مطلب

نوشته شده توسط عبدالله در ساعت 12:49 | موضوع :
[ ]